اختيار بشري نمي‌گذارد. ولي در عمل‌، جبري گري اخترگويي براثر جهل انسان و سرسپردگي‌اش‌ به كليسا تعديل مي‌شد. اخترگويي در حد افراطش بي‌شك الحادي بود، ولي هرگز بدان‌جاها نمي‌رسيد و از سويي همه‌ٴ مردم در اعتقاد به اخترگويي سهيم بودند. از اين‌رو دليلي در دست‌ نيست تا گمان كنيم پي‌يترو به‌خاطر اخترگويي با دستگاه تفتيش عقايد درگير شده‌، حال آن‌كه او در موارد بسيار شواهدي بر درست‌ديني خودش نشان مي‌دهد. با اين همه‌، در معرض سوءظن‌ درخصوص اقدام به جادوگري بوده و گفته مي‌شود معجزات مسيح را انكار كرده است‌. گفته‌ مي‌شود دستگاه تفتيش عقايد دوبار او را به محاكمه كشيده‌، بار اول در سال 1306 (يا پيش از 1302)، كه تبرئه شده و بار ديگر در سال 1315، كه در جريان مدت محاكمه مي‌ميرد. توماس‌ استراسبورگي‌، رئيس فرقه‌ٴ اوگوستيني از سال 1345، هنگام مرگش در سال 1357، مي‌گويد كه‌ خود شاهد سوزاندن استخوان‌هاي پي‌يترو در پادوا بوده است و اين مجازات پي‌يترو پس از مرگش به‌خاطر الحاد بوده است‌. به گفته‌ٴ جوواني فرانچسكو پيكو دلا ميراندولا (برادرزاده‌ٴ جوواني پيكودلاميراندولاي معروف‌تر) در حدود 1502 در كتاب درباب اجسام از پيش تصورشده‌ مي‌گويد جرم پي‌يترو بيشتر اين بود كه به وجود اجنه اعتقاد نداشت و زياد اهل جادو نبود! از اين‌ سخنان به هيچ نتيجه‌ٴ قطعي نمي‌توان رسيد.
14. شهرت و نفوذ پي‌يترو.
اين داستان‌هاي مربوط به تفتيش عقايد شايد فقط بخشي از شهرت‌ پس از مرگ پي‌يترو به‌عنوان جادوگري بزرگ بود. اين شهرت در زمان جوواني ميكله ساوُنارولا (متوفا 1462)، به‌خوبي تثبيت شده بود و در سده‌ٴ شانزدهم به رشد خود ادامه داد. در اين اثنا بسياري از چاپ‌هاي سده‌هاي پانزدهم و شانزدهم آثارش گواه شهرت او در مقام يك پزشك‌ اخترگوست‌. بسياري افراد برجسته او را ستودند، ازجمله رگيو مونتانوس‌، ساونارولاي‌ سابق‌الذكر (پدر بزرگ ساونارولاي بسيار مشهور)، سنفورين شامپيه (1472 ـ 1538)، گابريل‌ نُده (1600 ـ 1653). او بي‌شك از برجسته‌ترين نمايندگان اخترگويي پزشكي بود.

 نيكولو دا رگيو

نيكولو دا رگيو1، پزشك ايتاليايي و مترجم آثار كالبدشناسي و پزشكي‌، در حدود 1280 در رگيودي‌كالابريا زاده شد، در حدود 1350 در ناپل درگذشت‌.
او در رگيو چند سالي به تحصيل پزشكي و زبان يوناني پرداخت‌، آن‌گاه در حدود 1300 به‌ سالرنو رفت و در آنجا چندي تحصيل و تدريس كرد. در طول سال 1308 شارل دوم آنژويي او را به ناپل فراخواند، زيرا او هم مانند ديگر شاهان آنژو به ترويج معارف يوناني علاقه داشت‌.


 ٰNiccolo de Deoprepio da Reggio, Nicolaus Rheginus, de Regio de Calabria, Nicolo Greco de Regio .1